چند روزی
____________________________
++++++++++++++++++++++++++++
شعر و صدا : احمد جعفری
آهنگ : مهدی مقدم
: تنظیم کننده : یگانه حسین پور
اگه مشکلی پیش نیومد این کار رو تا بعد عید براتون همین جا می زارم .
حالا از وب خودش هم با اجازه خود احمد جعفری یکی از کارشو می زارم
شبانه روز دلتنگی هایم را پرسه میزنم
برای رهایی از هرزگی ....!
پرسه به جای خالی یک نفر به نام / تو !
هرگز از مرگ نهراسیده ام
برگرفته از کتاب آیدا درآینه «احمد شاملو»
شاید آرام تر میشدم
فقط وفقط ...
اگر میفهمیدی ...
حرفهایم به همین راحتی که میخوانی ،
نوشته نشده اند!!
به وب ش که رفتم ... این نوشته را دیدم تنم لرزید ... کپی کردم تو وب خودم با اجازه خودش
کسی که خنجر را برپشتم فرو کرد ،
بوی تنش خیلی آشنا بود ،
راستی
این عطر را خودم برایش خریده بودم !
اویگن برتولت فریدریش برشت (به آلمانی: Eugen Berthold Friedrich Brecht) (زاده ۱۰ فوریه ۱۸۹۸ - درگذشته ۱۴ اوت ۱۹۵۶)، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی با گرایشهای سوسیالیستی و کمونیستی بود.
برتولت برشت را بیشتر به عنوان برجستهترین نمایشنامهنویس تئاتر روایی (که نقطه مقابل تئاتر دراماتیک است)، و بهخاطر نمایشنامههای مشهورش میشناسند. اما برتولت برشت علاوه بر این که نمایشنامهنویسی موفّق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوشقریحه نیز بود و شعرها، ترانهها و تصنیفهای پرمعنا و دلانگیز بسیاری سرود.
او سرودن شعرهایش را در ۱۵ سالگی و پیش از نمایشنامهنویسی آغاز کرد و نخستین سرودههایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سرودههایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان میخواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود میکرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهمترین آثار او دانستهاند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامههای او شده و به مناسبتهای موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد، میانپرده، موخره یا در میان متن آوردهشدهاند. این شعرها اغلب طنزآمیز یا هزلآمیز هستند و زیر پوستهٔ شوخطبعانهٔ خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیامرسان ایدههای نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامههای برشت دربرگیرندهٔ یک یا چند سرود، ترانه و شعر است.
از جمله نمایش های او
بعل
ننه دلاور و فرزندان او
مادر
زندگی گالیله
آنکه گفت آری و آنکه گفت نه
و ...
و اما شعر
آن که هنوز زنده است،
نگوید:« هرگز »،
آن چه ثابت و برجاست
ثابت و برجا نیست.
دنیا، این چنین که هست، نمی ماند.